محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
228
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
بين عقائد خود و سنىها را روشن سازيد . بامر ابراهيم از هردو دسته جمعيتى تشكيل شد و سه روز مباحثه كردند و جهات اختلاف بين دو عقيده را روشن ميساختند . ابراهيم در عرض اين سه روز ساكت نشسته و خواب نرفت . . . روز چهارم ابراهيم بحث را تمام كرد : زيرا از رئيس فقهاء وهابى سؤال كرد : « آيا معتقدى كه خدا يكى است و دين صحيح يكى است و آن هم دين شماست ؟ » شيخ : آرى ابراهيم : « اى خنزير ! رأى شما درباره بهشت و عرض آن چيست ؟ » شيخ : مانند عرض آسمان و زمين و مهياى براى متقين است . ابراهيم : اگر وسعت بهشت به اندازه آسمان و زمين است و تو و پيروانت از سايه يك درخت استفاده مىكنيد ، ما بقى مساحت براى كيست ؟ و چرا خدا اين بهشت را اينقدر بزرگ خلق كرده است ؟ . . . » شيخ و پيروانش سربزير شدند ، و شكست خود را مشاهده نمودند . در اين هنگام ابراهيم متوجه لشكر خود شد و گفت : گردنهاى اينها را بزنيد چند دقيقهاى نگذشت كه مسجد « الدرعيه » مقبره فقهاء وهابى شد . نتيجه : اديان مختلفه در هر زمان و مكان طريق دينى خود را ، تا هنگام وجود مانع تعقيب مىكنند و در دستگاه دولت داراى حساب مخصوص هستند . ولى اين حساب در دولت سعودى وجود ندارد . زيرا سعودى ، بر خلاف انتظار شيعيان كه دخالتى در امور مردم و سياست ندارند باز ، از انجام بسيارى از دستورات خود ممنوع هستند . اين است اراده و افكار بيابانيها در عصر اتم و فضا ! همه ميدانيم كه كينه و اخلالگرى ( و خونريزى ) سياست متلاشى - شدهاى است كه در حال جانكندن است و پيروزى نهائى براى آزادى رأى و عقيده است . آرى حكومتى دوام پيدا مىكند كه بفكر سعادت و اطمينان و آسايش همه افراد مملكت خويش باشد . راستى آنكس كه گفته است : « دولة الباطل ساعة و دولة الحق الى قيام الساعة . » ( دولت باطل دوامش نسبت بعمر دنيا يكساعت است ولى دولت حق دوامش تا روز قيامت است ) صحيح گفته است .